تبليغاتX

A `•.¸¸.•´L´¯`••._.•I

? ? ?خدا حافظ.......

سلام بر تمام دوستان هرکس میخواد وبلاگ جدیدمو ببینه این آدرسشه

  ˙·▪•● http://bia2kalkal-1.blogfa.com/ ●•▪·˙ 

این خیلی  با بقیه وبلاگا فرق داره عضوم میپذیریم این وبلاگ فقد واسه سرگرمیه یه موقعی کسی به دل نگیره فقط باید کل بندازی

DIV align=center>

ID:akharinpesare_ariyaee 

براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد







طراح˙...بچه هاي جهنمي...˙>

                     براي گرفتن كد>>لينك<< در قسمت نظرات بما سفارش دهيد                          

˙·▪•● تنهاتراز همیشه●•▪·˙
تنهاکسیکه مراخوب درک میکند..........یک روز زادگاه مرا ترک میکند.
ن
+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 مرداد1387ساعت 0:10 قبل از ظهر
  به قلم: ˙·▪•● بچه جهنمی ●•▪·˙  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

                      خدا حافظ              t@nha

سلام به همه دوستای گلم که هیچ وقت من رو تنهای تنها نذاشتید

من نمیدونم چرا ولی میخوام از وبلاگ خدا حافظی کنم .شاید دیگه

مثل همه چی که یک روز تمام میشن دوران من هم تمام شده باشه

باور کنید خیلی سخت هست که چند سال به یک چیز خودت رو عادت

بدی بد بخواهی ازش جدا بشی برای همه شما آرزوی موفقیت میکنم

خیلی دوستون دارم.

خدا حافظ

t@nha

t@nha

خدا حافظ همين حالا

همين حالا كه من تنهام

خدا حافظ به شرطي كه بفهمي تر شده چشمام

خدا حافظ کمی غمگین

به یاد اون همه تردید

به یاد اسمونی که منو از چشم تو می دید

اگه گفتم خدا حافظ نه اين كه رفتنت ساده اس

نه اينكه ميشه باور كرد دوباره اخر جاده اس....

 t@nha

مثلثی از مه

 

روی ساحل

نشسته ام و چشم در راه آب می دوزم

کسی به موج ها وعده ی مرا داده است 

                                                آیا  ... ؟

 

تو فکرش را هم نخواهی کرد

که من چقدر خسته ام

                            خسته

 

و نور برزخی ترین چیز ممکن بود

که روز برای من فرستاده

و من کنار برزخ و اندوه

به دنبال عشق می گردم

 

کسی مرا در نخواهد یافت

 

این نوشته را کنار قبر خود دیدم

که مرد بخت های سیاه سرنوشت

                                        اکنون

درون این مقبره

              در تنهایی

                      خفته

»»دلــــمـــوشـــکـــســـتـــی بـــرو. . . .

 t@nha

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 تیر1386ساعت 1:41 بعد از ظهر
  به قلم: ˙·▪•● بچه جهنمی ●•▪·˙  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

 

بگذار زندگی کنم٬بگذار زیر سایه مهربان وجودت٬بودن و وجود داشتن را

احساس کنم٬مرا بفهم...آرزوهایم را ببین٬کمی به من بیاندیش٬اجازه بده که زیر بارش نگاهت معنی هستی را درک کنم...ای بهترین یار...ای امید آینده مبهم٬باور کن که بدون تو این سرزمین قفسی بیش نیست٬این دریا...

این آسمان نقاشی بی احساسیست که نمی فهمد من دنیا را فقط با تو  می خواهم٬من زندگی را٬عشق را با تو می خواهم٬با تو...

تو که همیشه می گریزی...اما ایرادی ندارد٬تحمل٬نخ رنگینی است که من در حاشیه همه اخلاقم کوک می زنم و از هیچ کس آدرس خشم را      نمی پرسم...مهربانا به اشک هایم بیاندیش...

 

tanha 

نمى دونم دوست دارم يا نه

نمى دونم اين عادته يا عشق

نمى دونم چيكار كنم با تو

نمى دونم چيكار كنم با عشق



كنارمى ، چقد ازم دورى

كنارتم ، چقد بهت نزديك

تو آشنا ، غريبه اى انگار

ستاره اى ، اما چقد تاريك


براى من كه عاشقم ، خوبى

براى من كه ساده ام ، زيبا

براى من كه ذره ام ، خورشيد

براى من كه قطره ام ، دريا



نمى دونم كه تا كجا ؟ تا كى ؟

گلايه رو بايد تحمل كرد

توى كدوم ترانه بايد مرد

تا يه غزل تو چشم تو گل كرد



قفس قفس براى من بالى

نفس نفس براى من پرواز

ولى نه با سكوت هر فرياد

ولى نه با گلوى هر آواز



طلوع هر دوست دارم با من

غروب عاشقانه ها با تو

يكى ميون جاده ها گم شد

نمى دونم كه اون منم يا تو
  

t@nha

به انتظار وصل تو به انزوا نشسته ام
زبس که ناله کرده ام غرور خود شکسته ام


تو گفته اي که صبر کن به روزگار انتظار
و من به خاطر دلت دل از همه گسسته ام


لباس غم به تن کنم اگر نيائي از سفر
ولي نيايد آن زمان که عهد خود شکسته ام


ببين اميد من شده فقط وصال روي تو
ببين که من در اين جهان به جز تو دل نبسته ام

t@nha

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 اردیبهشت1386ساعت 4:29 بعد از ظهر
  به قلم: ˙·▪•● بچه جهنمی ●•▪·˙  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

                

 اینم یه آهنگ زیبابا پلیر تند خوان

Download This File
 

يه آهنگ زيبا به نامه( دوست دارم خيلي زياد) از کامران هومن پيشنهاد ميکنم دانلود کنين خيلي قشنگه                   << تقديم به تنها عشقم   امید وارم خوشت بیاد>>

   دانلود   

 

دلمان خوش است که مي نويسيم و ديگران مي خوانند و عده اي مي گويند : آه چه زيبا 
و بعضي اشک مي ريزند و بعضي مي خندند
دلمان خوش است به اينکه  کسي عاشقمان شود ،
به اينکه کسي برايمان دل بسوزاند.
با شاخه گلي دل مي بنديم و با جمله اي دل مي کنيم.
دلمان خوش است به شب هاي دو نفري و نفس هاي نزديک.
دلمان خوش مي شود به برآوردن خواهشي و چشيدن لذتي و
وقتي چيزي مطابق ميل ما نباشد چقدر راحت لگد مي زنيم و
چه ساده ميشکنيم همه چيز را حتي غروررا

خيلي جالبه :از سوسک مي ترسيم................از له کردن شخصيت ديگران مثل سوسک نميترسيم از عنکبوت ميترسيم................از اينکه تمام زندگيمون نار عنکبوت ببنده نمي ترسيم. از خوب سرخ نشدن قورمه سبزي ميترسيم................از سرخ شدن ادما از خجالت نميترسيم از سرما خوردگي ميترسيم................از سرخورده کردن دوستامون نميترسيم. از شکستن ليوان ميترسيم................از شکستن دل ادما نميترسيم از اينکه بهمون خيانت کنند ميترسيم................از خيانت به ديگران نميترسيم

 

ايـــــــــــــــن گــــــــــــل هــــــــا بـــــــــا يـــــــــه بــــــــــقــــــــــل احـــــــــســـــاس تـــــــقــــــديــــــم تـــــــو

گفت : مي خوام برات يه يادگاري بنويسم . گفتم:کجا ؟ گفت : رو قلبت . گفتم مگه مي توني ؟ گفت : آره سخت نيست ، آسونه. گفتم باشه .بنويس تا هميشه يادگاري بمونه. يه خنجر برداشت . گفتم اين چيه ؟ گفت : سيسسسسس. ساکت شدم . گفتم : بنويس ديگه ، چرا معطلي . خنجرو برداشت و با تيزي خنجر نوشت . دوست دارم ديوونه. اون رفته ، خيلي وقته ، کجا ؟ نمي دونم . اما هنوز زخم خنجرش يادگاري رو قلبم مونده. دوست دارم ديوونه

 

آدم تو زندگيش فقط يه بار عاشق ميشه ... اگه حتي به دو بار كشيد ... !اون عشق نيست ...آدم وقتي عاشق شد ... حتي يه لحظه هم عشقش رو نميذاره و بره ... ! اگه اين كارو كرد ... اون عشق نيست ...آدم وقتي عاشق شد ... چشمش خود به خود روي همه بسته ميشه ... ! اگه نشد ... اون عشق نيست ...آدم وقتي عاشق شد ... فقط صلاح و خوبيه عشقش رو ميخواد ... !اگه غير از اين بود ... اون عشق نيست

                                 

عزيزان عيدتون مبارک به مناسبت سال نو ?تا آهنگ قشنگ براتون آماده کردم

شادمهر :آهنگ سبب                                        آهنگ عيد اومده از?خاننده معروف

        سبب                                                                   دانلود آهنگ       

+ نوشته شده در  جمعه 3 فروردین1386ساعت 11:50 بعد از ظهر
  به قلم: ˙·▪•● بچه جهنمی ●•▪·˙  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

t@nha

کلاس عشق به نام آنكه جواني را آفريد تا لحظه ي ديدار شيرين تر شود . گويند كلاس عشق يازده كلاس منظم داردكه بايد عشق آموزان آن را بياموزند . اول : نگاه دوم: حركت سوم : سلام چهارم : نامه پنجم : وعده ششم : انتظار هفتم : صحبت هشتم : دست دادن نهم : بوسه دهم : عشق يازدهم : رسوايي

 

 

 

می خواستم تو را فراموش کنم می خواستم دیگر هرگز به تو فکر نکنم می خواستم تو را برای همیشه از یاد ببرم اما.... اما..... چشمان مهربانت ،صدای گرمت و حتی خنده های دل نشینت بامن سخن ها می گویند نگاه پر مهرت هرگز به من دروغ نگفته است من از چشمانت محبت را میتوانم بخوانم من از لبانت بی آنکه حتی سخن بگویی ،هزاران حرف عاشقانه می شنوم من حتی میتوانم صدای طپش قلبت را وقتی با من سخن میگویی بشنوم پس چرا از من می گریزی چرا همیشه سعی میکنی به من دروغ بگویی چرا مرا ازخودت دور میکنی

 

t@nha

آدم تو زندگيش فقط يه بار عاشق ميشه ... اگه حتي به دو بار كشيد ... !اون عشق نيست ...آدم وقتي عاشق شد ... حتي يه لحظه هم عشقش رو نميذاره و بره ... ! اگه اين كارو كرد ... اون عشق نيست ...آدم وقتي عاشق شد ... چشمش خود به خود روي همه بسته ميشه ... ! اگه نشد ... اون عشق نيست ...آدم وقتي عاشق شد ... فقط صلاح و خوبيه عشقش رو ميخواد ... !اگه غير از اين بود ... اون عشق نيست

 

 

                             t@nha

 

 

گريه کردم تا بدوني زندگي بي غم نميشه اگه دستم و بگيري از غرورت کم نميشه ساکت و صبور و عاشق وقتي حوصله نداري، پيش حرفاي دل من حرف عشق و کم مياري لحظه هام تلخ و حقيرن وقتي قهري با دل من کاش چشات يه جاده ميزد از دل تو تا دل من

اگر باران بودم انقدر مي باريدم تا غبار غم را از دلت پاک کنم اگر اشک بودم مثل باران بهاري به پايت مي گريستم اگر گل بودم شاخه اي از وجودم را تقديم وجود عزيزت ميکردم اگر عشق بودم آهنگ دوست داشتن را برايت مينواختم ولي افسوس که نه بارانم نه اشک نه گل و نه عشق اما هر چه هستم دوستت دارم

t@nha

 

خدا دو تا چشم به آدم داده ، دو تا دست ، دو تا پا ، دو تا گوش ....... ولى یه دونه قلب داده ، میدونى چرا ؟؟؟؟ چون بگردى اون یکیشو پیدا کنى

 

اول به نام عشق، دوم به نام تو، سوم به ياد مرگ. بر لوح شيشه اي قلبت بنويس: يا تو و عشق، يا من و مرگ.

  

زندگي تفسير سه کلمه است : خنديدن .... بخشيدن .... و فراموش کردن .... پس.... بخند .... ببخش .... و فراموش کن

t@nha

 

 

به دنبال عشق به هر كجا سر زدم و او را نيافتم.عشقي كه تمام وجودم را تشكيل داد عشقي كه نگاهايش مملوء از معنا بود و سكوتش هزار معنا و مفهوم را زير نقابي رنگين پنهان كرده بود عشقي كه وعدهايش نيز شيرين بود  اين عشق عشق يك روز دو روز نبود.تمام زندگي معشوق بود كه بي رحمانه او را رها كرده و حالا چشمان عاشق هر روز به انتظار حرف ها ونگاه هايي بود كه به او زندگي دوباره مي دادند اين عشق بود كه بايد با زيبايي ها ونگاه ها خدا حافظي مي كرد و حالا خاطرات روزهاي با او بودن را مرور مي كرد اشك مي ريخت و با هر قطره اشكش داستان زيباي عشق بي كلام را دوره مي كرده هرروز نام معشوق را در دلش زنده مي كرد و اشك مي ريخت و سرود تنهايي و شكست را زمزمه مي كرد شكستي كه هيچ گاه زخم هايش را مرهمي نيست و هيچ گاه فراموشش نخواهد كرد   

عشق بي كلام

 

 

                                                                                                    

قابل توجه : عشق عاشق با ندیدن کم

 

 

 نمیشه

 

 

متين ترين کلمه(عشق).جذاب ترين کلمه(آشنايي).پاک ترين کلمه(وجدان).تلخ ترين کلمه(جدايي).زشترين ترين کلمه(خيانت).سخت ترين کلمه(تنهايي)و بدترين کلمه(بي وفايي)است

 

 

 

زندگي زيباست حتي اگر کور باشي ? خوش آهنگ است حتي اگر کر باشي مسحور کننده است حتي اگر فلج باشي? اما بي ارزش است اگرثانيه اي عاشق نباشي

                                               

 

 تو باعث شدي يه چيزي رو بفهمم . بفهمم عشق يعني چي ... بفهمم دل كجاست ... بفهمم وقتي كسي عاشق ميشه چه حالي داره ... بفهمم درد عشق چيه ... حالا مي دونم ... ميدونم عشق يعني تشنگي . عشق يعني نياز . عشق يعني التماس . عشق يعني آرزو . عشق يعني خواستن و بدست نياوردن . عشق يعني دويدن و نرسيدن . آره ، عشق يعني نرسيدن

 

                                     

 

تو ميروي و من فقط نگاهت ميکنم، تعجب نکن که چرا گريه نميکنم، بي تو يک عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو همين يک لحظه باقي است

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 اسفند1385ساعت 0:35 قبل از ظهر
  به قلم: ˙·▪•● بچه جهنمی ●•▪·˙  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

   

چقدر سخته که تو چشمهاي کسي که قلبت بهش دادي

و به جاش يه زخم هميشگي به دلت داده زل بزني

و به جاي اينکه لبريز از تنفر بشي حس کني هنوز ديوونشي و دوسش داري

چقدر سخته که دلت بخواد سرتو باز به ديواري تکيه بدي

که يک باراوار غرورش همه ي وجودت را له کرد

چقدر سخته که تو خيالاتت ساعتها باهاش حرف بزني

ولي وقتي ديديش هيچي جز سلام نتوني بگي

چقدر سخته که وقتي پشتت بهشه

دوونهاي اشک گونه تو خيس کنه             اما مجبور باشي بخندي تا نفهمه

  tx666                     tx666 

کاشکی مانیتورت بودم        همیشه رخ به رخت بودم

کاشکی که کیبوردت بودم     همیشه زیر انگشتت بودم

کاشکی که هدستت بودم           همیشه در گوشِت بودم

کاشکی که ویست بودم            همیشه روی لبت بودم

کاشکی که موست بودم             همیشه توی مشتت بودم

کاشکی که پسوردت بودم        همیشه تو فکرت بودم

کاشکی کامپیوترت بودم           همیشه عاشقم بودی

کاشکی که آیدیم تو بودی         فقط مال خودم بودی

              

tx666

 

بی اراده متولد می شویم، بی اختیار می میریم، افسوس که آشنایی اتفاقی است و جدایی ها کاش هرگز اتفاق نیفتد کاش... کاش... کاش

*****

تقدیم به کسی که هیچوقت نفهمید چقدردوسش دارم  
دیرگاهیست در درونم غوغایی برپاست... آن روز که صدایت در وجودم طنین انداز شد، شتاب تپیدن قلبم رو به فزونی نهاد...!     تانیه ها نام تو را فریاد می زنند و من در اوج عشق، خود را در پستوی زمان تنها حس می کنم...
چشم هایم دیگر از آن من نیستند... هیچ نمی خواهند... جز تو!   هیچ نمی بینند... جز تو!
دست هایم... به امید نوازش پلک هایت با من همراهند...!
و پاهایم... نمی دانم مرا به کجا می برند... شب هنگام در جستجوی تو، مرا به دل سیاهی می کشانند...!
بند بند وجودم به انتظارت نشسته است...
کاش بیایی و مرا از این التهاب رهایی بخشی.....!

tx666

 

شب نزدیک است و من هنوز در کشاکش امواج دریا چشم به راه وعده ی دیدار هستم. تاریکی و ظلمات

همه جا را فرا گرفته و تهنا سوسوی فانوس دریاییست که مرا در بر گرفته.

هیچ صدایی شنیده نمی شود جز خروش امواج که گویی انها هم با من همدردی می کنند و من در میان

این محیط وهمناک چشم به ساحل دور دست ها دوخته ام و خاطراتت را در ذهنم ورق میزنم، خاطراتی که

بهترین لحظات زندگی ام در ان خلاصه شده است.

چرخ روزگار میگذرد، روزها، شبها وبدون لحظه ایی شادی برای من مثل انعکاس یک نور از پی هم می

گذرند.

ولی من هنوز زنده ام، نفس میکشم وشبانه روزم را با بغض های کهنه ام می گذرانم و اشکهایم را بدرقه

راهت می کنم.

                        تویی که نیستی.....

                                                      تنها امید زندگی ام...!!!

       tx666

بچه كه بودم فقط تا 10 بلد بو دم بشمارم فكر ميكردم نهايت دنيا10 تاست مثلآ مامانمو 10تا دوست داشتم حالا كه بزرگ شدم انقدر حريسم كه نميدونم نهايت دنيا كجاست ولي تو رو به اندازه همون             

           »» ( (*******10تاي كوچكيم دوست دارم*******))««

 

tx666

 

           

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 بهمن1385ساعت 9:49 بعد از ظهر
  به قلم: ˙·▪•● بچه جهنمی ●•▪·˙  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

دلم واست يه كوچولو شده

                                                                                   

                            

منتظر باش ،اما معطل نشو ؛ تامل كن،اما توقف نكن ؛ قاطع باش، اما لجوج نباش ؛ صريح باش،اما گستاخ نباش ؛ بگو آره، اما نگو حتماً ؛ بگو نه ،اما نگو ابداً

دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست گاه سکوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــريبه ! اين درد مشترک من و توست که گاهي نمي توانيم در چشمهاي يکديگــر نگــــاه کنيم.

 

                        

 

 دنيا را بد ساخته اند......... کسي را که دوست داري،تورادوست نمي دارد. کسي که تورا دوست دارد ،تو دوستش نمي داري اما کسي که تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند و اين رنج است . زندگي يعني اين

 

    

 

 آنکس که مي گفت دوستم دارد عاشقي نبود که به شوق من آمده باشد رهگذري بود که روي برگهاي خشک پاييزي راه مي رفت صداي خش خش برگها همان آوازي بود که من گمان مي کردم ميگويد: دوستت دارم

 

  هيچ کس ويرانيم را حس نکرد... وسعت تنهائيم را حس نکرد... در ميان خنده هاي تلخ من.. گريه پنهانيم را حس نکرد... در هجوم لحظه هاي بي کسي... درد بي کس ماندنم را حس نکرد... آن که با آغاز من مانوس بود... لحظه پايانيم را حس نکرد

 

 كلمه و هر لحظه از تو مي نويسم نمي دانم همسفر كدامين غروبي؟ ولي من همينجا منتظر بازگشت تو خواهم ماند... قرارمون همينجا توي جاده تنهايي سر دو راهيه رفتن و ماندن كنار تابلوي عشق و نفرت زير سايه درخت سبز اميد من نشسته ام روي صندلي انتظار ممكنه گيسوانم سفيد باشد , اما قلبم مثل نفسهايم گرم است.... مطمنم مرا خواهي شناخت

             گل دختر                                               

   

دوستــت دارم 

، نــه به خاطـر آنـچه كه هســتي، بلكه به خاطر آنچه كه هستم.

هنگامي كه با توام؛ دوستـت دارم، نه به خاطر آنچه كه از خود ساخته اي،

 بلكه براي اينكه بدي هاي وجود مرا نا ديده ميگيري، و بـــه خــوبـي هــاي وجــود مــن ايــمـان داري.

براي چه دوستت دارم ؟؟؟

دوستــت دارم،

زيرا چشمـهايت را به زشتـي هاي وجود من مي بندي؛

دوستــت دارم،

زيرا زنـدگي را در نــظر من خوب تر جلوه مي دهي؛

دوستت دارم ،

 زيرا بهتر از هر ثروتي به خوشبختي ام كمك كرده اي.....

و........                               (( دوستت دارم ))

 نمي دانم محبت را بـر چه کاغذي بنويسم که هرگز پاره نشود.

                            بـرچـه گلـي بـنويـسم که هـرگز پرپر نشـود.

                             بـر چه ديواري بنويسم که هرگز پاک نشود.

                            بـر چه آبـي بنويسم که هـرگز گل آلود نشود .

                       وسرانجام بـر چه قلـبي بنويسم که هـرگز سـنگ نشود.

 

مرا جرات نگريستن به چشمانت نيست
چشمان تو مرا افسون ميكند
-افسوني افسانه اي-
نميدانم در برق نگاهت چيست
كه اينگونه مرا مسخ ميكند
-چه عاشقانه مرا مسخ ميكني!
كاش ميدانستم در تبسم تو چيست
كه غمناك ترين دل دنيا را اينگونه شاد ميكند
-چه مهربانانه تبسم ميكني!
دستان تو مرا بال پرواز است
و من كبوتري عاشق,مشتاق به پرواز
در صحن قلب تو
-چه صادقانه عاشقت شدم

 

+ نوشته شده در  شنبه 30 دی1385ساعت 11:46 بعد از ظهر
  به قلم: ˙·▪•● بچه جهنمی ●•▪·˙  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

..............................

دختر به پســـــر گفت:

به نظرت من قشنـگـــــــــم؟ پسـر گفت : نه

 

دختر پرسیــــد که تو می خوای من پیشــــت باشم؟ پســــر گفت : نه

 

دختـــر به پســـر گفت: اگه من یه روز ترکـــت کنم تو برام گــــریه میکنی؟

پســـــــر گفت : نه

دختر در حالی که گریه میکرد و می خواست بره که پســــر دستش رو

 

گرفت و گفت: از نظـــــر من تو قشــــــنگ نیستــــی  بلکه زیبایی

 

من نمیخوام تو پیشم باشی بلکه نیـــاز دارم که تو پیشم باشی

 

و اگه یه روز از پیشم بری من برات گریه نمی کنم بلکه می میرم

 

قلبم رو بهت هديه ميدم ....مواظبش باش نه به خاطر اينکه قلبمه! به خاطر اينکه تو توشي

 

 چطوري بگم         بدون كه دوستت دارم      

  میدونی وقتی خدا داشت بدرقه ات می کرد بهت چی گفت ؟جایی که میری مردمی داره که     می شکننت نکنه غصه بخوری من همه جا باهاتم . تو تنها نیستی . توکوله بارت عشق میزارم که بگذری، قلب میزارم که جا بدی، اشک میدم که همراهیت کنه، ومرگ که بدونی برمیگردی پیشم

به روي برگ زندگي دو خط زرد مي كشم
و چشم عاشق تو را كه گريه كرد مي كشم

تو رفتي و بدون تو كسي نگفت با خودش
كه من بدون چشم تو چقدر درد مي كشم

اين عكس تقديم به تو باد با تمام عشق

  هميشه براي کسی بخند*********************که ميدونی به خاطر تو شاد ميشه

                                   واسه کسی گريه کن که ميدونی                                    

                      وقتی غصه داری و اشک ميريزی برات اشک ميريزه

                            براي کسی غمگين باش که در غمت شريکه

                                  عاشقه کسی باش که دوستت داره

        توی اسمون دنیا هر کسی ستاره دارد. چرا وقتی نوبت ماست اسمون جایی نداره؟

 واسه من تنهایی درد‌‌‌‌‌‌.درد هیچکسو نداشتن هرگل خوشکیده ای رو تو کویر سینه کاشتن...

دیگه باور کردنم که باید تنها بمونم تا دم لحظه ی مردن شعر تنهایی بخونم

 

      

   عاشقي را شرط اول ناله وفرياد نيست           تا کسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست


        عاشقي مقدورهر عياش نيست                    غم کشيدن صنعت نقاش نيست

 
شاید این پست برات خیلی کم باشه,اما تنها چیزیه که میتونم باهاش بهت بگم

                               دوستت دارم  ((اگه تو اینو  بفهمی))

                                               

 

+ نوشته شده در  جمعه 22 دی1385ساعت 2:50 بعد از ظهر
  به قلم: ˙·▪•● بچه جهنمی ●•▪·˙  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

سلام بهونه قشنگ من براي زندگي

آره باز منم همون ديوونه ي هميشگي

فداي مهربونيات چه ميكني با سرنوشت

دلم برات تنگ شده بود اين نامه رو واست نوشت

ديشب دلم گرفته بود رفتم كنار آسمون

فرياد زدم يا تو بيا يا من و پيشت برسون

فداي تو! نمي دوني بي تو چه دردي كشيدم

حقيقت رو واست بگم به آخر خط رسيدم

نمي دوني چه قدر دلم تنگه براي ديدنت

براي مهربونيات نوازشات بوسيدنت

به خاطرت مونده يكي هميشه چشم به راهته

 يه قلب تنها و كبود هلاك يه نگاهته

يه وقت من و گم نكني تو دود اون شهر غريب

 يه سرزمين غربته با صد تا نيرنگ و فريب

فداي تو يه وقت شبا بي خوابي خستت نكنه

غم غريبي عزيزم زرد و شكستت نكنه

اگه واست زحمتي نيست بر سر عهد مون بمون

منم تو رو سپردمت دست خداي مهربون

راستي ديروز بارون اومد من و خيالت تر شديم

رفتيم تو قلب آسمون با ابرا همسفر شديم

از وقتي رفتي آسمونمون پر كبوتره

زخم دلم خوب نشده از وقتي رفتي بد تره

غصه نخور تا تو بياي حال منم اين جوريه

سرفه هاي مكررم مال هواي دوريه

تو از خودت برام بگو بدون من خوش ميگذره ؟

دلت مي خواد مي اومدم يا تنها رفتي بهتره

يادت مي آد گريه هامو ريختم كنار پنجره

داد كشيدم تو رو خدا نامه بده يادت نره

گفتم واست نامه بدم نگي عجب چه بي وفاست

با اين كه من خوب مي دونم جواب نامه با خداست

عكساي نازنين تو با چند تا گل كنارمه

يه بغض كهنه چند روزه دائم در انتظارمه

وقتي تو نيستي چه كنم با اين دل بهونه گير

مگه نگفتم چشمات رو از چشم من هيچ وقت نگير

زودتر بيا بدون تو اينجا واسم جهنمه

ديوار خونمون پر از سايه ي غصه و غمه

تحملي كه تو دادي ديگه داره تموم ميشه

مگه نگفتي همه جا ماله مني تا هميشه

دلم واست شور مي زنه اين دل و بي خبر نذار

تو رو خدا با خوبيات رو هيچ دلي اثر نذار

فكر نكني از راه دور دارم سفارش ميكنم

به جون تو فقط دارم يه قدري خواهش ميكنم

مي گم شبا ستاره ها تا مي تونن دعات كنن

نورشونو بدرقه پاكي خنده هات كنن

تقدیم به آنکه دلش دریاست ...

  

هيچگاه آخرین نگاهت را فراموش نمی کنم

نگاهی سرشار از عشق صمیمیت و محبت

امروز سالها از آن روز می گذرد

ولی تو هر گز بر نگشته ای

صدایت در گوشم زمزمه می شود

و نگاهت در ذهنم مجسم

 

ولی من تو را می خواهم نه خیالت را

 

عشق من دوستت دارم همیشه در قلب منی 

                     

 

۱۳ نکته زیبا برای زندگی:

    

۱.دوستت دارم نه به خاطر شخصيت تو بلكه به خاطر شخصيتي كه من در هنگام با تو بودن پيدا مي كنم.

 

۲.هيچكس لياقت اشكهاي تو را ندارد كسي كه چنين ارزشي دارد باعث ريختن اشكهاي تو نمي شود.

 

 ۳.اگر كسي تو را آنطور كه مي خواهي دوست ندارد به اين معني نيست كه تو را با تمام وجودش دوست ندارد.

 

۴.دوست واقعي كسي است كه دست هاي تو را بگيرد ولي قلب تو را لمس كند.

 

۵.بد ترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه در كنار او باشي و بداني كه هر گز به او نخواهي رسيد.

 

۶.هرگزلبخند را ترك نكن حتي وقتي ناراحتي چون هر كس امكان دارد عاشق لبخند تو شود.

 

 ۷.تو ممكن است در تمام دنيا فقط يك نفر باشي ولي براي بعضي افراد تمام دنيا هستي.

 

۸.هرگز وقتت را با كسي كه حاضر نيست با تو باشد نگذران.

 

۹.شايد خدا خواسته كه بسياري افراد نا مناسب را بشناسي و سپس شخصيت مناسب را به اين صورت كه وقتي او را در يافتي بهتر مي تواني شكر گزار باشي.

 

۱۰.به چيزي كه گذشت غم مخور به چيزي كه بعد از آن آمد لبخند بزن.

 

۱۱.هميشه افرادي هستند كه تو را مي آزارند با اين حال همواره به ديگران اعتماد كن و فقط مواظب باش به كسي كه تو را آزرده دوباره اعتماد نكني.

 

۱۲.خود را به فردي بهتر تبديل كن و مطمئن باش كه خود را مي شناسي قبل از آنكه شخص ديگري را بشناسي و انتظار داشته باشي او تو را بشناسد.

 

۱۳.زياد از حد خود را تحت فشار نگذار بهترين چيزها در زماني اتفاق مي افتد كه انتظارش را نداري

 

                                    

 

+ نوشته شده در  شنبه 16 دی1385ساعت 10:46 بعد از ظهر
  به قلم: ˙·▪•● بچه جهنمی ●•▪·˙  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

   گل دختر                      گل پسر

خيلي مي ترسم اگه تو يه روز نصيب من نشي
                                                  اسير عشقت شمو آخر زمن جدا بشي
پر بکشم از دلتو از قيد من رها بشي
                                                 بري تو هم مثل همه واسم يه بي وفا بشي
نمي دونم که از اين روزا، چرا محل نمي ذاري
                                               مي خواي بري عزيز من، رو قلب پا بذاري
وقتي ميگي دوست دارم اصلا باور ندارم
                                               آخر با رفتارت ميگي که من تو رو دوست ندارم
نمي دوني چه مي کشم از دست تواي نازنين
                                              از دست تو چکار کنم ، مي خواي برم زير زمين

گلگلگل

می دونم برات عجیبه ... این همه اصرار و خواهش...این همه خواستن دستات...پنهونی حتی نوازش...می دونم دوسم نداری...واسه تو طلوع دردم...می گذری از من و می ری...اما باز من برمی گردم...می دونم برات عجیبه...من با اون همه غرورم...پیش همه ی بدیهات...چه جوری بازم صبورم...می دونم واست سواله...که چرا پیشت حقیرم...دور می شی منو نبینی...باز سراغتو می گیرم...چاره ای جز این ندارم...آخه خون شدی تو رگ هام...می میرم اگه نباشی...بی تو من بد جوری تنهام...می دونم یه روز می فهمی...روزی که دنیا رو گشتی...من چه جوری

 

عشق زمانی زیباست که فقط برای او باشی. زندگی زمانی زیباست که فقط در کنار او باشی. دوست داشتن زمانی زیباست که فقط به او بگیی دوستت دارم و امید داشتن زمانی زیباست که فقط به امید او زندگی کنی.

                 

تو ميروي و من فقط نگاهت ميکنم تعجب نکن که چرا گريه نميکنم بي تو، يک عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو، همين يک لحظه باقي است و شايد همين يک لحظه اجازه زيستن در چشمان تو را داشته باشم

چون تنهاترين ستاره زندگي مني
دوستت دارم چون تنها ترين مصراع شعر مني
دوستت دارم چون تنها ترين فکر تنهايي مني
دوستت دارم چون زيباترين لخظات زندگي مني
دوستت دارم چون زيباترين روياي خواب مني
دوستت دارم چون زيباترين خاطرات مني
دوستت دارم چون به يک نگاه عشق مني

هميشه سعي کن با کسي دوست بشي که دلش بزرگ باشه تا اگه خواستي توي دلش جا بشي خودتو کوچيک نکنی.

 عشق ورزيدن خطاست حاصلش ديوانگي ست عشق ها بازيچه اند عاشقان بازيگر اين بازي طفلانه اند عشق کو ؟! عاشق کجاست ؟! معشوق کيست؟

+ نوشته شده در  جمعه 8 دی1385ساعت 9:37 بعد از ظهر
  به قلم: ˙·▪•● بچه جهنمی ●•▪·˙  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

 

                                     شيشه ي دل را شکستن احتياجش سنگ نيست
                                     اين دل با نگاهي سرد پرپر مي شود

                   ..........بجز از درد تو ای عشق که بی درمان بود ..........
                          ......دردها جمله به داروی تو درمان کردم......
                          ......در دل و دیده من دوش چراغانی بود ......
                    .............باز یاد تو در این غمکده مهمان کردم...........


هرگز نمي توانم فراموشت کنم... و فقط مي توانم بگويم: آنکه را دوستش داريم همه حقي بر ما دارد.حتي حق آنکه دوستمان نداشته باشدونمي توان هيچ رنجشي از او بر دل گرفت بلکه تنها بايد از خود رنجيد که چرا تا به آنقدر کم شايسته محبت بوديم که دوست ما را ترک کند. واين خود درديست کشنده

آسمون به ماه ميگه: عشق يعني چي؟

                                           ماه ميگه: يعني اومدن دوباره‌ي تو

  ماه ميگه؟ تو بگو عشق يعني چي؟

                                             آسمون ميگه : انتظار ديدن تو

+ نوشته شده در  یکشنبه 3 دی1385ساعت 0:43 قبل از ظهر
  به قلم: ˙·▪•● بچه جهنمی ●•▪·˙  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
                                         

وقت خواهم ماند..............................بی آنکه بدانی. دوستت خواهم داشت............................بی آنکه بگویم. درد دل خواهم گفت.............................بی هیچ کلامی. گوش خواهم داد................................بی هیچ سخنی. در آغوشت خواهم گریست......................بی آنکه حس کنی. در تو ذوب خواهم شد.............................بی هیچ حرارتی. اینگونه شاید احساسم نمیرد

وقتي قرار شد من بيقرار تو باشم و تو تنها قرار زندگيم باشي... از هر چه قرار است غير تو باشد... خواهم گذشت

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 آذر1385ساعت 11:59 بعد از ظهر
  به قلم: ˙·▪•● بچه جهنمی ●•▪·˙  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
                 

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 آذر1385ساعت 6:19 بعد از ظهر
  به قلم: ˙·▪•● بچه جهنمی ●•▪·˙  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
         
+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 آذر1385ساعت 10:24 بعد از ظهر
  به قلم: ˙·▪•● بچه جهنمی ●•▪·˙  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
                                               

                 *** خنده ات رو به همه بده، ولي لبخندت را به يه نفر***

                       * عشقت را به همه بده،ولي وجودت را به يه نفر*

                 *** بذار همه عاشقت باشن،  ولي خودت عاشق يه نفر***  

  

              از بس که آسمان دلم ابریست تمام خاطراتم نمناک شده است نمی دانم چرا؟

                    در یا را هم که دیدم به یاد تو افتادم روی ماسه های ساحل نوشتم:

                               اگر طاقت شنیدن داری من شهامت گفتن دارم

                   دوباره به دریا نگاه کردم باز برگشتم این بار روی ماسه ها نوشتم:

                                  (  دوستت دارم ) 

  

                                        

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 آذر1385ساعت 11:52 بعد از ظهر
  به قلم: ˙·▪•● بچه جهنمی ●•▪·˙  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

آيينه پرسيد که چرا دير کرده است نکند دل ديگري او را سير کرده است خنديدم و گفتم او فقط اسير من است تنها دقايقي چند تأخير کرده است گفتم امروز هوا سرد بوده است شايد موعد قرار تغيير کرده است خنديد به سادگيم آيينه و گفت احساس پاک تو را زنجير کرده است گفتم از عشق من چنين سخن مگوي گفت خوابي سال‌ها دير کرده است در آيينه به خود نگاه مي‌کنم ـ آه! عشق تو عجيب مرا پير کرده است راست گفت آيينه که منتظر نباش او براي هميشه دير کرده است

+ نوشته شده در  جمعه 17 آذر1385ساعت 4:15 بعد از ظهر
  به قلم: ˙·▪•● بچه جهنمی ●•▪·˙  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
         

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 آذر1385ساعت 12:36 بعد از ظهر
  به قلم: ˙·▪•● بچه جهنمی ●•▪·˙  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

چندی هست در واژه ها گنگ وسر گردانم !! که ایا میشود. نمیشود. چه میشود.  از این خوف دارم که این عشقی که من در سینه دارم یک شکست تلخ باشد ومن رابسوزاند من خوف دارم   که مرا عاشق تر کند واو به مصخره گی عشق مرا پایمال کند ودر اخر بگوید من از تو متنفرم                            ((ان وقت شکست دردی کشند است))

                

گفتمش: دل ميخري؟! پرسيد چند؟! گفتمش: دل مال تو، تنها بخند. خنده کرد و دل ز دستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود دل ز دستش روي خاک افتاده بود جاي پايش روي دل جا مانده بود

  

+ نوشته شده در  شنبه 11 آذر1385ساعت 11:21 بعد از ظهر
  به قلم: ˙·▪•● بچه جهنمی ●•▪·˙  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

 عاشق بودن سخت و دشوار است و گاهي اوقات رسوايت مي کند اما به همه ي سختي هاو

    اشکهاي شبانه اش مي ارزد . چون زيباتر از عشق هيچ چيز در اين دنيا وجود ندارد

  

       من هميشه عاشق خواهم ماند و اين عشق را فقط مرگ مي تواند از من دور کند

                    

                                                                   

+ نوشته شده در  شنبه 11 آذر1385ساعت 9:0 قبل از ظهر
  به قلم: ˙·▪•● بچه جهنمی ●•▪·˙  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
   

                                                         

در زندگی هر گز دنبال کسی نباش که بتونی با اون زندگی کنی بلکه دنبال کسی باش که نتونی بدون اون زندگی کنی   

                                                                       

+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 آذر1385ساعت 4:9 بعد از ظهر
  به قلم: ˙·▪•● بچه جهنمی ●•▪·˙  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
عشق ايستادن زير باران و خيس شدن باهم نيست عشق ان است كه يكي براي ديگري چتر شود و                         (او هرگز نفهمد كه چرا خيس نميشود) 

          تو زيبا .تو ماه.تودوست داشتني . تو جذاب.تو بهترين.تو بي نظير .تو يه فرشته . من                                       (دروغگو)                               

  دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست گاه سكوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــريبه ! اين درد

     (مشترك من و توست كه گاهي نمي توانيم در چشمهاي يكديگــرنگــــاه كنيم)   

                                       

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 آذر1385ساعت 9:35 بعد از ظهر
  به قلم: ˙·▪•● بچه جهنمی ●•▪·˙  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

ماهی قرمزه کوچکی هستم در دل شیشه ای تو مواظب باش دلت نشکنه که من میمیرم

                

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 آذر1385ساعت 12:52 بعد از ظهر
  به قلم: ˙·▪•● بچه جهنمی ●•▪·˙  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

دل مي گيرد و ميميرد و هيچ کس سراغي ز آن نمي گيرد. ادعاي خدا پرستيمان دنيا را سياه کرده ولي ياد نداريم چرا خلق شديم. غرورمان را بيش از ايمان باور داريم. حتي بيش از عشق

          

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 آذر1385ساعت 12:30 بعد از ظهر
  به قلم: ˙·▪•● بچه جهنمی ●•▪·˙  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

                (داستان عشق من و..)             

یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود یک پسر ودختری بودن که هردو عاشق هم بودن ولی هیچ کدومشون نمیتونستن به اون یکی بگن که عاشق هم هستن این پسر خجالتی یک روز تصمیم گرفت به دختره بگه دوستش داره موقعیت خوبی فراهم شد ولی اون نتونست به دختر بگه دوستش داره وموقعیت خوب از دستش پرید دیگه هر روز خودشوسرزنش میکرد که چرا نتونسته بهش بگه تصمیم گرفت نامه ای برای اون بنویسه وتو نامه بهش بگه نامه رونوشت میخاست که بهش بده نتونست چون میترسید ازاین که عشقش یک طرفه باشه ورابطه ای که بینشون بود به هم بخوره و دیگه نتونه عشقشو ببینه این کارو نکرد پس روزها همین جوری گذشت وقتی تصمیم گرفت بهش بگه دیگه دیر شده بود اون به یه کس دیگه بله گفته بود پسر  دیگه تا عمر داشت سوخت و ازندادن اون نامه در اون روزها پشیمون بود چون دیگه باید یه عمر پشیمونی میکشید

                         

ای دخترا اینو بدونین که اگر عاشق بودین ویه عشق حقیقی داشتین هیچ وقت عشقتون بهتون پشت نمیکونه مگر این که شما به اون پشت کنین بازم اگه پشت کنین دنبالتون میاد اگر                         ((عشق حقیقی باشه)) 

          

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 آذر1385ساعت 8:42 بعد از ظهر
  به قلم: ˙·▪•● بچه جهنمی ●•▪·˙  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

                          

تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ... تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست ... تنهايي را دوست دارم زيرا تجربه كردم ... تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست ... تنهايي را دوست دارم زيرا.... در كلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار كشيدنم را پنهان خواهم كرد 

                                                            

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 آذر1385ساعت 2:32 بعد از ظهر
  به قلم: ˙·▪•● بچه جهنمی ●•▪·˙  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
    

مردان در دایره ی عشق و محبت به طور قابل ملا حظه ای نا مردند و بی وفا ووقتی قلبشان از تسخیر قلبی آلوده می شود در اوج مردی خود نا مردی شان را نشان میدهند

               

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 آذر1385ساعت 2:17 بعد از ظهر
  به قلم: ˙·▪•● بچه جهنمی ●•▪·˙  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
         

+ نوشته شده در  جمعه 3 آذر1385ساعت 1:28 بعد از ظهر
  به قلم: ˙·▪•● بچه جهنمی ●•▪·˙  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

                                          

+ نوشته شده در  جمعه 26 آبان1385ساعت 1:17 بعد از ظهر
  به قلم: ˙·▪•● بچه جهنمی ●•▪·˙  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
        

           خداوند متعال همه ي ما را از خاک آفريد اما دل را از روي عشق آفريد .

          

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 آبان1385ساعت 10:56 بعد از ظهر
  به قلم: ˙·▪•● بچه جهنمی ●•▪·˙  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
                      

                          نجاتم بده از این تنهایی .نجاتم بده از این زندان

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 آبان1385ساعت 10:43 بعد از ظهر
  به قلم: ˙·▪•● بچه جهنمی ●•▪·˙  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
 

© 2006-2007 Kiyanooshansari.blogfa.com - All rights reserved - Powered by Blogfa.com - Temp by  K I Y A N S O F T